|
محمد نوري در خانه هنرمندان |
|
واحد مركزي خبر، مهر: گروه محمد نوري به رهبري عليرضا شفقي نژاد دهم مهرماه در خانه هنرمندان به اجراي موسيقي مي پردازد. عليرضا شفقي نژاد با اعلام اين خبر گفت: در بزرگداشتي که در خانه هنرمندان براي نادر ابراهيمي ترتيب داده شده است، يک قطعه موسيقايي از سروده هاي نادر ابراهيمي با عنوان سفرهاي دور با صداي محمد نوري اجرا مي شود. شفقي نژاد افزود: قطعه سفرهاي دور که از مضوني ملي برخوردار است، به همراه سه، چهار قطعه موسيقايي ديگر با تنظيم خودم اجرا مي شود. |
مختصری درباره : خيلي دور، خيلي نزديك
تهيهكننده و كارگردان: سيدرضا ميركريمي
فيلمنامه: سيدرضا ميركريمي، محمدرضا گوهري، براساس طرحي از مير كريمي
مدير فيلمبرداري: حميد خضوعي ابيانه
صدابردار: بهمن اردلان
تدوين: بهرام دهقاني
طراح صحنه و لباس: امير اثباتي
طراح چهرهپردازي: محمدرضا قومي
موسيقي: محمدرضا عليقلي
بازيگران: مسعود رايگان، الهام حميدي، افشين هاشمي، محمدرضا نجفي
120 دقيقه
دكتر محمود عالم، جراح برجسته مغز و اعصاب چنان غرق در كار و روابط كاري و دلمشغوليهايش است كه پسر نوجوانش سامان را فراموش كرده است. در شب تولد پسرش- كه دانشجوي نجوم است- طبق قولي كه به او داده يك تلسكوپ برايش ميخرد اما زماني به خانه مي رسد كه جشن تولد به پايان رسيده و پسرش همراه دوستانش در آستانه سال نو براي رصد كردن ستارهها به كوير رفتهاند. ساعتي پيش از آن، دكتر عالم پي برده كه فرزندش دچار تومور مغزي است و پس از رفتن همسر دوم و پسر كوچكترش به سفر اصفهان و كيش ،دكتر عالم سوار بر اتومبيل بنزش به كوير ميزند تا فرزندش را بيابد و تلسكوپ را به او برساند و در واقع به او نزديك شود. نگين، دختر دكتر جهانپور، همكار دكتر عالم كه همراه سامان در اين سفر است، تلفني به دكتر عالم مي گويد كه آنها در كاروانسرايي در روستاي « مصر» هستند، اما دكتر زماني به آن جا ميرسد كه آنها، روستاها را ترك كردهاند. او در كاروانسرا كه از آن به عنوان خانه بهداشت هم استفاده ميشود با خانم دكتر جواني به نام نسرين آشنا ميشود كه تازه فارغالتحصيل شده و به ياد ميآورد كه سالها قبل در جلسه سخنراني دكتر عالم در مشهد حضور داشته است. نگين در يك تماس تلفني ديگر با مشخص كردن محل استقرارشان با نگراني از بيهوش شدن سامان و بي حركت ماندن او ميگويد. و با توجه به در راه بودن شب، دكتر عالم به اصرار نسرين شب را در كاروانسروا به صبح ميرساند و صبح زود به مقصد محل حضور سامان و دوستانش درنزديكي يك معدن قديمي حركت ميكند اما در بين راه بنزين اتومبيلش تمام ميشود. او پياده راه ميافتد و پس از مدتي پيادهروي، باز از كنار اتومبيلش سر در مي آورد و در آن آرام ميگيرد. در حالي كه آبي براي نوشيدن ندارد و توفان شن هم شروع ميشود. دكتر عالم در حالي كه تلاش مي كند تلفني با سامان و نگين حرف بزند، از حال ميرود و شن به تدريج اتومبيل را مدفون ميكند. دكتر به سختي نفس ميكشد و در حالي كه به نظر ميرسد ديگر راه نجاتي نمانده صداي پسرش را در ميان همهمه كساني كه قصد دارند او را نجات دهند ميشنود. دستهاي سامان از شيشه بالاي اتومبيل به سوي دست پدر دراز ميشود...
نهالي در كوير ميرويد
سعيد قطبيزاده
پيش از اين، دكتر عالم در رفاه زندگي كرده، سالها خارج از كشور بوده و از آن دست پزشكاني است كه جز دانش تخصصياش، از مقولههاي ديگر هم سر در مي آورد. پس روشنفكر است. تفريحاتي هم براي خودش دارد؛ روي مسابقات اسب دواني شرطبندي ميكند، و به وقتش با منشي تازهوارد ميرود سر اصل مطلب. از آن دسته آدمهايي است كه دنياي خودش را دارد و وانمود ميكند كه با جهان اطرافش بيگانه است، وقتي از او ميخواهند پيش از ظبط تلويزيوني،كراوات و حلقهاش را درآورد با اكراه اين كار را ميكند. انگار نميداند كجاست و در چه جامعهاي زندگي ميكند، بيگانه بودنش را گاهي با شگردهاي ادبي بيان مي كند؛ با طعنه به روحاني جوان ميگويد: خيليها را ميشناسد كه حاضرند كلي پول خرج كننند و دار و ندارشان را بفروشند تا به خانه بخت (مرگ) نروند. و براي مقبولتر شدن، با استفاده به سر و صداي خيابان ( چهارشنبه سوري) به منشياش ميگويد: كه معلوم نيست جشن است يا جنگ. از همسر سوئدياش جدا شده و با يك زن ايراني ازدواج كرده و از هر كدام يك فرزند دارد. خوشبخت نيست. در مكالمه اوليهاش با سامان، هيچ حسي از رابطه پدر و فرزندي ديده نميشود، همچنان كه همسرش با او مثل يك غريبه حرف ميزند. اعضاي خانواده او نيز هر يك دنياي خودشان را دارند و از هم جدا افتادهاند، همسرش با دوستاني كه دارد خوش است و به محض ورود دكتر عالم، عازم سفر ميشود. فرزند كوچك در تك صحنهاي كه روبهروي پدر قرار ميگيرد، جوري به او خيره ميشود كه انگار دارد چهرهاش را به خاطر مي سپارد ، و سپس به همراه مادرش ميرود. پيشخدمت خانه نيز به روستا ميرود. در اين ميان فقط سامان است كه پيش از ترك خانه، به خاطر گرفتن يك تلسكوپی که پدرش برای سالگرد تولد او خریده،با او در ارتباط است.یعنی این تلسکوپ آخرين حلقه ارتباطي دكتر عالم است با خانوادهاش. دكتر عالم در مناسبات حرفهاي اش هم آدمي است چند وجهي. دليل دلخورياش از دوستي كه او را با آدمهاي نو كيسه طرف ميكند،حفظ شرافت حرفهاي اش نيست. چهرهاش نشان ميدهد كه از نوع غذا خوردن طرف مقابلش بيزار است و نه از پول. وقتي پيش از رفتن، براي دوستش خط و نشان ميكشد، ميفهميم كه نه از پول بدش ميآيد و نه از چيزهاي ديگر. گاهي پول زمينهساز چيزهاي ديگر هست و گاهي نيست؛ هست: در صحنهاي كه سخاوتمندانه عيدي ميدهد، و نيست: در صحنهاي كه ميتواند نگهبان كاروانسرا را مجاب كند تا شبانه به روستاي مصر بروند. آدمهاي ديگر فيلم هم چند وجهياند؛ دليل اين كه نگهبان كاروانسرا، دكتر را به مصر نمي برد اين است كه ميخواهد شب سال تحويل پيش زن و بچهاش باشد. يعني قضيه آن قدر برايش مهم است كه پيشنهاد فريبننده دكتر ( هر چي هم پول بخواي به ات ميدم) را هم نميپذيرد. اما وقتي ميفهمد كه دكتر قرار است شب آن جا بماند، لحاف و تشكش را پهن ميكند و هشدار ميدهد كه خوابش سبك است. صبح كه از خواب بلند ميشود ميفهميم كه خوابش سنگينتر از اين حرفها بوده كه متوجه رفتن دكتر بشود، گلايه ميكند كه « چرا بدون خداحافظي گذاشت ورفت.»
پس از سه بار ديدن فيلم، مطمئن ميشوم كه اهميت و جذابيت خيلي دور، خيلي نزديك در رعايت همين جزييات است. و گرنه چيزي كه فيلم ميخواهد بگويد، حرفي است كه تكراري و بارها گفته شده. به همين دليل است كه خيلي از هواداران فيلم را كساني تشكيل ميدهند كه با فيلمهايي با اين مضمون مخالفند. پيچيدگيهاي شخصيتي دكتر عالم به لطف بازی بسيار خوب مسعود رايگان- تماشاگر را هيچ وقت در مقام داوري قرار نميدهد. آن قدر جذاب است كه همان ابتدا با او احساس صميميت ميكنيم. مثل دكتر فاستوس در گمراهي، با رفتارش نفرت توليد نميكند، بلكه مثل فئودور پاولوويچ ( پدر خانواده كارامازوف، در شاهكار داستايفسكي) با مزه و دوست داشتني است. پس متوليان سينماي معناگرا بايد مراقب باشند كه معناي غايي فيلم، قرباني جذابيتهاي شخصيت اصلي نشود.
از خود ميپرسيم دليل « معنا گرا» بودن اين فيلم چيست؟ آيا فيلمي است درباره ايمان، عشق يا مفاهيمي از اين دست؟ نجات دكتر عالم در پايان فيلم، قرار است تحقق امري غير ممكن تلقي شود- سكانسي كه مخالفان آن را پايان تحميلي ميدانند- يا قرينه صحنهاي كه روحاني جوان در آن از وجود آدمي خبر ميدهد كه زير تمام شنهاي منطقه ميتواند شتر و بارش را از هم تشخيص بدهد؟ آيا تلاشهاي دكتر عالم براي ديدن فرزند رو به مرگش است، يا ايمان از دست رفتهاش را جستو جو ميكند؟ كساني كه او را در مسير يافتن سامان ملاقاتشان ميكند، هريك چشمانداز تازهاي پيش روي دكتر عالم ميگشايند. آيا اينها براي تكامل دكتر، از جاي ديگر آمدهاند، يا همين آدمهاي عادي دوروبرش بودهاند كه هيچوقت قدرت و امكان ارتباط با آنها را پيدا نكرد؟ فيلم هوشيارانه و گريزندهتر از اين حرف هاست كه بخواهد به اين پرسشها به راحتي جواب بدهد؛ پس ميشود با مرور دقيق تر خود فيلم؛ مچ گيري كرد!
سكانسهاي اوليه فيلم، همگي داخلي هستند؛ استوديو، اتومبيل، هتل، خانه دكتر، آزمايشگاه و خانه دكتر عالم. يعني تا پيش از شروع سفر، دكتر عالم را در صحنههاي خارجي نميبينيم. از شروع سفر تا پايان فيلم، به جز صحنههاي مربوط به سكانس كاروانسرا، با چند صحنه شاخص خارجي مواجهيم. در اين صحنه ها شخصيت اصلي به اجبار يا اكراه، از اتومبيلش خارج ميشود.
اولين جا وقتي است كه مي رود سراغ بنزين فروش ( كه شباهت جالبي دارد به مكانيك بدقيافه فيلم چرخش اليور استون با بازي بيلي باب تورنتن) سپس در واكنش به بيتفاوتي روحاني، از اتومبيل بيرون ميآيد و به سمت او و گوركن ميرود، يك جا هم حين گفتوگوي تلفني سامان و نسرين، ترجيح ميدهد كه احساساتش را پنهان كند، و در آخر هم ابتدا جايي مرتفع را براي مكالمه تلفني پيدا ميكند و بعدش هم در مييابد كه محتواي گالني كه حمل كرده آب بوده و راه ميافتد به سمت ناكجا.
در خلال فيلم، صحنههايي هست كه آدمهاي بيرون اتومبيل، سعي در ايجاد ارتباط با دكتر عالم دارند؛ مثلاً پسركي كه به زور، آويز متبرك را داخل اتومبيل مياندازد، يا راننده كاميون كه از پشت شيشه، حال دكتر را ميپرسد . در اوايل فيلم، گفتوگوي دو نفره دكتر عالم با دوست فرصت طلبش را در حالي ميبينيم كه او در اتومبيلش نشسته و آماده ترككردن دوستش است . مشخص است كه مقاومت دكتر در برابر آدمهاي تازه، حكايت از نوعي نخوت و تكبر دارد. ( در صحنهاي كه روحاني جوان ميخواهد سوار اتومبيلش شود، چهره دكتر ديدني است.) حتي ميتوان گفت آدمهايي كه در مسيرش قرار ميگيرند ( پسرك پشت چهارراه نگين، نسرين، روحاني، بنزينفروش و...) خوب يا بد- وظيفه دارند او را از دنياي مجردي خلاص كنند كه در آن گير افتاده، شهامت دكتر تا پيش از رويارو شدن با اينها، در اين بوده كه از راه دور،روي اسبهايي كه تصويرشان را روي كامپيوتر دستياش ميبيند ( زندگي در دنياي مجازي) شرط ببندد. در حالي كه دوستان تازه، وادارش ميكنند تا به دنياي واقعي اطرافش پا بگذارد. و ميدان بازياش را گسترش دهد. وقتي او منظرههاي تازهاي از جهان و آدمهاي خارج از ديدش را در آن كوير خشك و بي حاصل مي بيند. انگار وارد قمار تازهاي شده، آخرين جمله نسرين به او « اين شماييد كه به كمك احتياج داريد، نه سامان)نسبت ظريفي دارد با آخرين چيزي كه دكتر براي دختر به جا ميگذارد. ( يك وسيله كارآمد پزشكي) هر دو در يك همبستگي باشكوه همديگر را به « بهتر ديدن» دعوت ميكنند.
نسرين با شرمي دخترانه، اين جمله را ميگويد و ميرود و دكتر در آرامش صبحگاه، وسيله شخصياش را ميگذارد و ميرود. حس جاري در اين صحنههاي كوتاه و ظريف، حسي عاشقانه است. دكتر براي اولين بار خودداري را ميآموزد و گذشتن از دل بستگيهايش را.
بعد از شخصيتهاي فيلم، نكته مهم و پر تاكيد، حضور اشيا است. در درجه اول، اتومبيل شيك دكتر عالم است؛ اتومبيلي كه در صحنه خيابان شلوغ دقايق ابتداي فيلم، ميان اتومبيلهاي ديگر قابل تشخيص است. انتخاب اتومبيل بنز ، پيش از آنكه در خدمت شخصيت دكتر عالم باشد ( اثبات توانگر بودن او)، « خود محور» است،يعني تشخص دارد يا چيزي مثل فرديت. جابهجا، روحاني جوان و نسرين ،از ديدن امكانات اتومبيل به هيجان ميآيند، از ديدن بالابر اتوماتيك، سقف متحرك و ... اين كه تكنولوژي در مجهزترين شكلش هم نميتواند كمكي به بحرانهاي روحي شخصيتها بكند، ايده قديمي و مستعملي در داستانها و فيلمها است.
اين ايده يكي از دو سه ايده مركزي فيلم است؛ در بيش تر دقايق، دكتر عالم را سوار بر اتومبيلش ميبينيم و شوخي نيست اگر اتومبيل او را يكي از شخصيتهاي محوري فيلم بدانيم. اين ايده تكراري، يكي ديگر از همان چيزهاي تكراري است كه در اين فيلم به عاليترين شكل مطرح شده، بنابراين نادرست است اگر به جاي بنز، به اتومبيل ديگري فكر كنيم. در صحنه تاثير گذار مكالمه تلفني سامان و نسرين، همراه با توضيحات سامان درباره ستارهها، نسرين از سقف باز اتومبيل به آسمان نگاه ميكند تا حرفهاي سامان را بهتر درك كند. اگر لحظهاي آن چه ديدهايم را فراموش كنيم و تصور كنيم كه اتومبيل اين امكانات را نداشت، آن وقت نسرين مجبور ميشد در را باز كند و براي ديدن ستاره ها بيرون بيايد، و در آن صورت حريم دكتر عالم شكسته ميشد و معلوم نبود چه بر سر فيلم ميآمد.
ابزار ديگري كه در فيلم اهميت اساسي دارد ، تلفن است . استفاده دراماتيك از اين وسيله ارتباطي باعث شده تا بسياري از موقعيتهاي اصلي فيلم، به واسطه آن رقم بخورد. در توضيح صحنههاي خارجي فيلم، اين نكته را فراموش كرديم كه دكتر در دفعاتي كه از اتومبيلش خارج ميشود با چيزهايي كه بارها ديده و شنيده، اين بار بيواسطهتر و هولناكتر روبهرو ميشود. او جراح مغز واعصاب است و بارها مرگ انسانها را ديده ، اما گورستان گويي براي نخستين بار است كه با مرگ روبهرو ميشود ؛ شوخي بيرحمانه روحاني شوخطبع، كه توصيف اندام مرده ، او را با دكتر مقايسه ميكند، اشاره مستقيمي است به وضعيتي كه دكتر در آن قرار دارد.
تلفن و اينترنت بخشي از فعاليتهاي روزمره شخصيت اصلي هستند. نميتوان با قاطعيت گفت كه تلفن در اين فيلم بر دوري، سوء ارتباط یا تنهايي دلالت دارد. ولي هر چه هست نابسنده است و محدود كننده ( مثلاً در يك گفتوگوي تلفني، سكوت چه معنايي ميتواند داشته باشد. جز بياحترامي؟ و خندهدار است اگر كسي بخواهد احساساتش را در يك مكالمه تلفني بيان كند. بدون اين كه تاثير حرفهايش را در مخاطب ببيند.) و شايد سازنده موقعيتهاي كاذب و رابطههاي كاذب؛ وقتي كه صدا، غيبت را توجيه مي كند. البته تلفن توجيه خوبي است براي كش دادن يك رابطه؛ ازسر بيحوصلگي، به زور، هر از گاه و بي مسئوليت . عاملي كه مقدمه روبه رو شدن دكتر با وحشتانگيزترين واقعيت زندگياش ميشود، از بين رفتن امكان گفتوگوي تلفني است، همچنان كه اتومبيلي با آن امكانات هم سرانجام از حركت خواهد ايستاد. به اين ترتيب او در يك خلا سر گردان است و ما شاهد يكي از نابترين سكانسهاي سينماي ايران هستيم. ابتدا دكتر را براي اولين بار در حالت بيتفاوتي ميبينيم. سپس بيهوده تلاش ميكند و مقصدي نامعلوم را در پش ميگيرد.
نااميدانه باز مي گردد و باقيمانده آب را مينوشد به اتومبيلش باز ميگردد و ميخوابد. توفان گرداگرد اتومبيل را پر از شن ميكند و سرانجام در نااميدي كامل، دستي به يارياش ميآيد و او را از «بطني» كه در آن قرار داشته، « متولد» ميكند.
ماهنامه فیلم،شماره 336،شهریور 84
معرفی برگزیدگان نهمین جشن سینما
طی مراسمی در تالار وحدت تهران، برگزیدگان نهمین جشن سینما مشخص شدند. 
در این مراسم كه شنبه شب با حضور محمدرضا جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت ارشاد، و جمعی از مسئولان سینمایی و دستاندركاران سینما برگزار شد، اصناف مختلف سینمایی، برگزیدگان خود را معرفی كردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، جایزه بهترین فیلم و بهترین كارگردانی به «رضا میركریمی» كارگردان «خیلی دور، خیلی نزدیك» اهدا شد.
در بخش بازیگران مرد: «مسعود رایگان» (خیلی دور خیلی نزدیك) و «محسن قاضی مرادی» (ما همه خوبیم) به ترتیب جایزه نقش اول و دوم مرد را به خود اختصاص دادند.
«فرشته صدر عرفایی» برای فیلم «كافه ترانزیت» و «الهام حمیدی» برای ایفای نقش در فیلم «خیلی دور خیلی نزدیك» به ترتیب جایزه نقش اول و دوم زن را تصاحب كردند.
«محمود گبرلو»، رئیس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی خانه سینما، به عنوان نماینده هیات داوران نیز، جایز این انجمن را به «رضا میركریمی» برای ساخت فیلم «خیلی دور خیلی نزدیك» اهدا كرد.
«پرویز پرستویی» و «كمال تبریزی» نیز جایزه بهترین موسیقی متن را به «احمد پژمان» برای فیلم «خیلی دور خیلی نزدیك» و جایزه بهترین فیلمنامه را به «كامبوزیا پرتوی» برای نگارش فیلمنامه «كافه ترانزیت» اهدا كردند.
«مصطفی خرقه پوش» تندیس بهترین تدوین را برای تدوین فیلم «دوئل» از آن خود كرد.
تندیس بهترین فیلمبرداری نیز به «محمود كلاری» برای فیلمبرداری «ماهیها عاشق میشوند» رسید.
«امیر اثباتی» نیز تندیس بهترین طراحی صحنه و لباس را برای فیلم «دوئل» از آن خود كرد.
اما در بخش صداگذاری و میكس، «مسعود بهنام» و «حمید نقیبی» به طور مشترك برای فیلم «دوئل» تندیس این بخش را دریافت كردند.
«بهمن اردلان» نیز تندیس بهترین صداگذاری را برای فیلم «دوئل» دریافت كرد.
تندیس بهترین چهرهپردازی به «محمدرضا قومی» برای فیلم «خیلی دور خیلی نزدیك» اهدا شد.
«محسن روزبهانی» نیز تندیس بهترین جلوههای ویژه برای فیلم «دوئل» را از آن خود كرد.
شركت «فیلمساز» برای خدمات لابراتوری فیلم «خیلی دور خیلی نزدیك» تندیس بهترین كیفیت لابراتوار را تصاحب كرد.
اما در بخش فیلمهای مستند و كوتاه داستانی نیز «مهدی جعفری» برای كارگردانی فیلم كوتاه داستانی «كمی بالاتر» تندیس این بخش را دریافت كرد.
همچنین «مهرداد اسكویی» برای فیلم «از پس برقع» تندیس بهترین كارگردانی مستند را به خود اختصاص داد و «ارد عطارپور» برای تهیه «حلقههای گمشده» تندیس تهیه كننده برتر فیلم مستند را از آن خود كرد.
تنها نماینده فیلم «حكم» در بخش عكس نیز توانست تندیس این بخش را با عكسهای «بابك برزویه» به خود اختصاص دهد.
در بخش بهترین فیلم كوتاه نیز «امیر سحرخیز» برای فیلم «چت ایرونی» تندیس این بخش را دریافت كرد.
یاد آوری میشود آثار شركتكننده در نهمین جشن خانه سینما را آكادمی داوری متشكل از 170 نفر نمایندگان اصناف مختلف و صاحب نظران سینمایی داوری كردند.
51 فیلم سینمایی، 211 اثر كوتاه، 166فیلم مستند و پنج اثر انیمیشن به همراه عكسهای 29 فیلم در نهمین جشن سینمای ایران شركت داشتند.
اعتراض گروهي از فيلمبرداران به داوري جشن سينما
همشهري :جمعي از فيلمبرداران پيشكسوت و مطرح سينماي ايران، با تنظيم نامه اي به دبير جشن سينماي ايران محمد مهدي عسگر پور به نحوه داوري اين بخش اعتراض كردند. در بخشي از نامه آمده است: باورمان بود كه جشن سينماي ايران، با كسوتي هشت باره، گزينشي در تخصصي ترين رشته سينمايي داشته باشد درخور منزلت آن و داوراني كه ملاكي را نبينند، جزء كيفيت و تكنيك و هنر. ايده آل مان اين بود كه خانواده فيلمبرداران، با انتخاب هاي داورانشان بنازند و دفاع كنند از حسني كه مشهود باشد، در فيلمهاي برگزيده شان. چرا چنين نشد، نمي دانيم. شايد رفاقت ها، خصومت ها و ... تاثير داشته باشد در اين انتخابها.شايد داورانمان آنقدر به دوئل مشغول بوده اند كه فرصتي براي ديدن «دوئل» نداشته اند و تعجب مي كنيم كه نه خيلي دور را ديده اند و نه خيلي نزديك را. پس سزاوار واقعي «حكم» چه مي شود؟ اي كاش دوستانمان، كارشناسانه، حرفه اي و اخلاقي شركت مي جستند در داوري كه پرچم حرفه اي ما را بالاي سر دارد. به شدت معترضيم به اين انتخابها و شاني براي آن قائل نيستيم.
سينماگران برتر ايران امشب معرفي مي شوند
همشهری ،گروه ادب و هنر : نهمين جشن بزرگ سينماي ايران، راس ساعت ۳۰/۱۹ روز شنبه ۱۹ شهريور ماه در تالار وحدت برگزارخواهد شد.در اين مراسم پس از پخش سرود جمهوري اسلامي و تلاوت آياتي از قرآن كريم، كليپ ويژه نهمين جشن خانه سينما به نمايش گذاشته خواهد شد.
فرزاد حسني كه اجراي اين مراسم را به عهده دارد، پس از اعلام برنامه از سيد ضياء هاشمي مدير عامل خانه سينما دعوت خواهد كرد تا اولين برنامه تقدير در اين جشن را انجام دهد و سپس محمد مهدي عسگر پور، گزارش دبير نهمين جشن سينماي ايران را به سمع حاضران خواهد رساند.گرامي داشت خاطره درگذشتگان سينماي ايران، از برنامه هاي ويژه اي است كه درجشن اجرا خواهد شد و بعد از آن مراسم اهداء جوايز آغاز مي گردد.براي اولين مرتبه درتاريخ جشن سينما، قرار است كه مراسم اهداء جوايز و همينطور افراد اهدا كننده به شكلي متفاوت اين برنامه را به انجام برسانند.بدين ترتيب كه دست اندركاران اصلي برخي از فيلم هاي مطرح تاريخ سينماي ايران، اهداء جوايز به برگزيدگان نهمين جشن را به عهده خواهند داشت.
|
تسليت به خانواده كامكارها
|
|
واحد مركزي خبر، مهر: همسر مرحوم حسن کامکار، مادر خانواده کامکارها بر اثر بيماري قلبي تنفسي در بيمارستان جم به ديار باقي شتافت. هوشنگ، فرزند ارشد اين خانواده هنري گفت: بعد از پدر (حسن کامکار) نقش مادرمان در شکل گيري شخصيت هنري فرزندان بسيار پررنگ بود و ما همگي مديون فداکاري هاي او هستيم. پيکر مادر کامکارها در منطقه کردان کرج به خاک سپرده شد و مجلس ترحيم وي صبح روز جمعه از ساعت ده تا يازده و سي صبح در مسجد نور واقع در ميدان فاطمي برقرار خواهد بود. مادر خانواده کامکارها از چندي پيش به بيماري آلزايمر دچار شده بود و از يک هفته پيش، به دليل سکته مغزي در بيمارستان جم بستري بود، شنبه شب در اين بيمارستان جان به جان آفرين تسليم کرد و به ديار باقي شتافت. زمانه بهراميان، مادر گروه موسيقي کامکارها، ويلن مي نواخته و آواز مي خوانده است، اما هر چند خانواده اي هنرمند تربيت کرد، خود، سال ها بود که ديگر درعرصه موسيقي فعاليت نمي کرد. |
مهران مدیری با «شبهای برره» میآید
مهران مدیری، نام کار جدید خود را که «راهآهن جابرآباد» نام داشت، به «شبهای برره» تغییر داد. تصویربرداری «شبهای برره» از 29
مرداد شروع شده و به احتمال زیاد از 20 شهریور از شبکه 3 سیما پخش خواهد شد.
به نوشته «جامجم»، دکور روستای برره، در باغی به مساحت 37 هزار متر واقع در سعادتآباد طراحی شده و طراحی دکور را محراب قاسمخانی و امین صدرایی طباطبایی عهدهدار هستند. داستان «شبهای برره» در 50 سال پیش اتفاق میافتد و شخصیتها در این مقطع از زمان زندگی میکنند.
مدیری در «شبهای برره» به نوعی تاریخ «برره» را بازگو میکند. در این مجموعه که در 90 قسمت تولید و پخش خواهد شد، سعید پیردوست نقش خان بالابرره، محمد شیری نقش خان پایینبرره و مهران مدیری نقش پسر خان پایین برره را که «شیر فرهاد» نام دارد، بازی خواهند کرد.
از دیگر شخصیتهای «شبهای برره» میتوان به سیامک انصاری (کیانوش استقرارزاده)، ساعد هدایتی (پاچهخوار اعظم)، محمدرضا هدایتی (ژاندارم برره)، علی کاظمی (شاعر برره)، علیاصغر حیدری (دکتر برره)، شقایق دهقان (دختر خان پایین برره)، فلامک جنیدی (مادر شیرفرهاد)، فاطمههاشمی (شاخ شمشاد زن خان بالا) و بهنوش بختیاری (دختر خان بالا) اشاره کرد.
متن «شبهای برره» را سروش صحت، محمدرضا آریان، محراب قاسمخانی، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله به سرپرستی پیمان قاسمخانی مینویسند. از دیگر عوامل سازنده این مجموعه میتوان از مدیر تصویربرداری: بابک بذرافشان، موسیقی: بهرام طالقانی، مدیر چهرهپردازی؛ حمید میهندوست، مدیر تولید: حسن شکوهی و مجری طرح: محسن چگینی، نام برد.
درباره مهران مديري:
متو لد 1340 در تهران.
تحصيلات: ديپلم.
فعاليت هنري اش را از تئاتر آغاز كرد و در راديو ادامه داد.
با نوروز 72 خوش درخشيد و سپس در تمام برنامه هاي طنزي كه خود كارگرداني و بازي كرد، موفق بود.
او در دومين مجموعه تلويزيوني كه تنها به عنوان بازيگر حضور داشت - دردسر والدين - باز هم موفق بود!
آخرين كار او كه پاورچين نام دارد توانست در پخش همزمان با سري سوم زير آسمان شهر - ضعيف ترين قسمت اين سري - گوي رقابت را از آن خود كند. مجموعه طنز پاورچين در نيمه دوم سال 81 چنان در ميان بينندگان تهراني طرفدار پيدا كرد كه خاطره جنگ 77 را در اذهان زنده كرد. مهران مديري با هوش و خلاقيت خود به همراه سرپرستي نويسنده خوش ذوقي چون پيمان قاسم خاني و هنرنمايي بازيگران توانايي مثل جواد رضويان، شقايق دهقان، سحر زكريا، سحر ولدبيگي و ... هر شب خنده اي از ته دل را براي بيننده به ارمغان مي آورد.
مهران مديري در دو فيلم سينمايي هم بازي كرده است. يك فيلم عاشقانه به نام ديدار در سال 1372 و يك كمدي به نام توكيو، بدون توقف در سال 1381.
بخش دوم:به نقل از ايران مانيا
ببينيم اين دفعه چي کار مي کنه![]()
فیلم جدید دهنمكى: «كدام استقلال، كدام پیروزى؟»

"
.jpg)
بنا برگزارش گروه هنر ايلنا به نقل از روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر، مدت زمان نمايش "عكس يادگاري" كه همه روزه به جز شنبه ها در تالار ياد شده روي صحنه است ، 80 دقيقه و ساعت اجراي ان 19 است.
در نمايش "عكس يادگاري" كرامت رود ساز، نعمت اسداللهي، كاظم هژير آزاد ، شمسي صادقي، عباد نظري، اشكان جنابي، فريبا خادمي، امير يل ارجمند و ... بازي دارند.
ديگر دست اندركاران اين نمايش عبارتند از ؛ رهام مخدومي( دستيار كارگردان) ، فرزاد ورزنده آذر( آهنگساز) ، ماريا حاجي ها (طراح چهره پردازي)، علي صفري( طراح نور)، منصوره جوهري( مدير اجرا)
در خلاصه قصه اين نمايش آمده است : جواني پس از بيست سال پنهان شدن از زير زمين خانه اش خارج مي شود تا به آرزويش كه گرفتن عكس يادگاري در كنار شيرهاي باغ وحش است ، جامع عمل بپوشاند . عكاس او مردي است كه صندلي ديكتاتوري ساقط شده را به سرقت برده است و كارش تنها عكس گرفتن از مردمان بر اين صندلي است. ماجرا زماني پيچيده مي شود كه نگهبان باغ حش ، مردي خوش بنيه، زني آشفته و مردي ژوليده در اين امر دخالت مي كنند و كم كم معلوم مي شود همه خواستار نشستن بر اين صندلي و گرفتن عكس يادگاري اند ، تا اين كه ...
«مت ديمون»، «آنجلينا جولي»، «الك بالدوين» براي استاد بازيگران جهان، بازي مي كنند.
به گزارش سايت سينمايي سوره، «رابرت دونيرو» سلطان بازيگران جهان كه به «استاد بازيگري بدون شاگرد» معروف است براي ساخت فيلم «چوپان خوب» با درونمايه پيدايش سازمان «سيا» گروه بزرگي از بازيگران نامدار هاليوود را به خط كرد.
برپايه اين خبر، براي بازي در اين فيلم بازيگران بزرگي چون: الك بالدوين، مت ديمون، آنجلينا جولي، مايكل گمبون، كي پيس، گابريل ماچت، تامي بلاف شار، بيلي كراپ، ويليام هارت، تيموتي هاتن، كاير دولئا، ادي ردمين و جان تورتورو به صف شده اند كه هر كدام نقش اول فيلم هاي خود بوده اند.
گفتني است، خود «رابرت دونيرو» نقش ژنرال «بيل سوليوان» را ايفا خواهد كرد.
شايان ذكر است، شركت فيلمسازي «تريبكا» كه از آن «دونيرو» است تهيه كننده فيلم بوده و شركت يونيورسال نيز پخش كننده بين المللي آن خواهد بود.
همچنين، فيلمبرداري اين فيلم در شهرهاي: نيويورك، واشنگتن، لندن و كشور: دومينيكن به سرانجام مي رسد.
گفتني است، فيلمنامه «چوپان خوب» را «اريك راث» به نگارش درآورده است.