تبليغاتX
کيمياي هنر
مطالب متنوع هنري از قبيل اخبار هنري، مصاحبه با هنرمندان،گالري عکس،پوستر، نقاشي کاغذ ديواري نقد و..

طبق آخرين جلسه شوراي صنفي نمايش كه روز گذشته در خانه سينما برگزار شد، از فردا چهارشنبه فيلم "سرود تولد" به كارگرداني علي قوي‌تن به جاي فيلم "شام عروسي" در گروه عصرجديد به نمايش درخواهد آمد.

به گزارش ايسنا، قوي تن در ششمين فيلم سينمايي‌اش "سرود تولد" كه از فضايي شاد و موزيكال برخوردار است، داستان زندگي پسر جواني از طبقه متوسط (امين حيايي) را روايت مي‌كند كه تحصيلات دانشگاهي‌اش را به پايان رسانده و به دنبال كار است تا اينكه با خانمي كارخانه‌دار (ثريا قاسمي) آشنا شده و مسير زندگي‌اش تغيير مي‌كند ... . در ”سرود تولد“، امين حيايي با اشعار يغما گلرويي و آهنگسازي حميدرضا صدري، 4 قطعه آواز براي بچه‌ها مي‌خواند. از جمله تصنيف‌هاي مشهور “جشن تولد” و “عمو زنجيرباف” كه حيايي آنها را در جشن بزرگي و همراه با 40 كودك، اجرا مي‌كند.

به گزارش ايسنا،عوامل پروژه سينمايي ”سرود تولد“ عبارتند از: نويسنده فيلمنامه، طراح صحنه و لباس، كارگردان: علي قوي‌تن، بازيگران: امين حيايي، يكتا ناصر، ثريا قاسمي، محبوبه بيات، حسام نواب صفوي، شهرام قائدي، نوشين سرودي، علي‌اصغر طبسي، خاتون يزداني، داود خليلي، آرش آذرسا،‌ اميد رهبران، نازنين ميراضي، فريبرز محمدي،با هنرمندي: حميد خيرآبادي و با حضور: بهمن مفيد،تهيه‌كنند: منوچهر زبردست.

همچنين طبق اعلام شوراي صنفي نمايش تاكنون كف فروش "زن بدلي" پائين نيامده است كه فيلم "گرگ و ميش" اكران شود و احتمالا تا هفته آينده اين جابجايي انجام مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 16:4  توسط مژگان دهقان  | 

 
نگاهی به فیلم زن بدلی
 
خبرگزاري شهر- مژگان دهقان: گاهی فکر می‌کنم چقدر خوب بود اگر از استعدادهای ذاتی و خدادادی استفاده می‌کردیم و به جای تقلید و سوء استفاده از زحمت دیگران ، خود برای خلق اثری زحمت می‌کشیدیم.
این روزها بسیار می‌شنويد صداها و آهنگهایی را که اگرچه زیباست، اما دلنشین نیست چون برخاسته از دل نیست، چون تنها تقلیدی کورکورانه از خواننده‌ای است که پیش از این محبوب همگان بوده. خیلی دردناک است که ملتی این چنین هنرمند و هنردوست آلوده تقلید و کپی می‌شوند.زن بدلی
این گرداب، نه تنها موسیقی که هنرهایی چون نقاشی ، هنرهای نمایشی ، سینما و...را نیز گرفتار کرده و ساده دلانی را به دام خود اسیر کرده که دانسته یا ندانسته فرهنگ غنی ملتی را خدشه‌دار می‌کنند.
این اولین بار نیست که فیلمی را روی پرده سینمای ایران می‌بینیم در حالیکه پیش از آن کارگردانی در دیاری دیگر یا همان دیار آن را به عرصه ظهور رسانده است، اما هر بار داغ دلمان تازه می‌شود و این سوال در ذهن جوشنده هر ایرانی نقش می‌بندد که چرا با شعور مخاطب چنین برخوردی می‌شود؟ چرا با نادان فرض کردن هموطنانشان پول‌های هنگفتی به جیب می‌زنند؟
بعد از مدتها تصمیم گرفتیم در بعد از ظهر یک روز جمعه با خانواده به دیدن فیلمی خانوادگی برويم ،دقایقی بیشتر از شروع فیلم «زن بدلی» نگذشته بود که فهمیدم موضوع فیلم برایم آشناست، آشنا که چه عرض کنم گويی همان فیلم را با بازیگرانی ایرانی روی پرده می‌بینم. تا آخر فیلم نشستم ،خیلی هم خندیدم، اما ای کاش پیش از این فیلم « مرد خانواده» را نمی‌دیدم . در آنصورت بیشتر خوش می‌گذشت و با خاطره ای خوش از سالن خارج می شدم.
فیلمی که جناب «مهرداد میر فلاح» زحمت کارگردانی اش را کشیده ، ترجمه ای فارسی از فیلم خارجی «مرد خانواده» است . خوب این خود یک نوع امانت‌داری است که همه لوکیشن‌ها بدون کم و کاست اجرا شود و باید به خاطر این امانت‌داری از نويسنده و کارگردان این فیلم به شایستگی تقدیر شود. تنها تفاوتی که «زن بدلی» با رقیب خارجی اش دارد ، جنسیت نقش اصلی است. در فیلم «مرد خانواده» نقش اصلی را یک مرد، یعنی «نیکولاس کیج» ایفا می‌کند که مثل همیشه به بهترین شکل در قالب خويش جای گرفته و در زن بدلی نقش اصلی را «ماهایا پطروسیان» به عهده دارد که اگر چه بازی خوبی ارائه داده، اما حیف که ایفاگر یک نقش تکراری است.
البته در «مرد خانواده» وقتی نیکولاس کیج به تعبیری از خواب بیدار می‌شود به جای مدیر عامل یک شرکت بزرگ کارگر یک تعمیرگاه است و در «زن بدلی» ماها پطروسیان به جای مهندس برج ساز یک زن خانه دار است که این نیز از تفاوت‌های چشم گیر دو فیلم محسوب می‌شود!
نمی دانم کپی کاری هایی اینچنین آشکار را به حساب چه چیز می‌توان گذاشت؟
کسانی که فیلم مرد خانواده را دیده باشند براحتی متوجه خواهند شد که تمام سکانس ها، تمام دیالوگ ها مثل مرد خانواده بود. فقط زن بدلی بیشتر بر اساس ذائقه ایرانی ساخته شده بود.
نقش اول فیلم (ماهایا پطروسیان) که یک مهندس برج ساز است و تنها در پنت هاوس یک آپارتمان زندگی می‌کند شب قبل از حادثه با مردی که برایش پیتزا آورده بر سر «خوشبختی» بحث می‌کند و به خاطر همین بحث به شدت به فکر می‌افتد و گويی به خواب می‌رود صبح در حالی از خواب بیدار می‌شود که دو بچه در کنارش گريه می‌کنند ، او هم اکنون زنی متاهل و صاحب یک زندگی کاملا معمولی است وی در آپارتمانی زندگی می‌کند که ظاهرا در پایین یا مرکز شهر است با همسایگانی که با هم روابط صمیمی دارند و گاه در کار یکدیگر دخالت می‌کنند. او در ابتدا به خاطر از دست دادن موقعیت اجتماعی از زندگی‌اش راضی نیست اما در نهایت مسائلی را در زندگی خانوادگی کشف می‌کند که بسیار بیشتر از برج ها و ثروتش اهمیت دارد. طوری که او دیگر راضی نیست آن زندگی صمیمی خانوادگی را از دست بدهد و موقیعت خوب اجتماعیش را به دست آورد . او دیگر معنای واقعی خوشبختی را یافته است و این دقیقاَ همان موضوعی است که در « مرد خانواده » به آن پرداخته می‌شود.
در فیلمنامه زن بدلی تنها بخشهایی طنز آلود به داستان تزریق شده که توسط بازیگرانی چون رضا شفیعی جم ، رابعه اسکویی ، رامبد جوان ، مهدی امینی خواه و ... داستان جنبه طنز پیدا کرده و از این طریق سعی دارد علاوه بر آموزش جنبه های اخلاقی مخاطب را بخنداند.
به هر حال آنچه که اتفاق افتاده جریان تازه ای نیست اما تکراری بودن آن از اهمیت موضوع نمی‌کاهد ما که ادعا می کنیم مردمی با فرهنگ و هنرمند و هنر دوست هستیم چرا؟ ما چرا باید آلوده تقلید آن هم از نوع هنریش شویم؟ زن بدلی هم مثل خیلی از کپی کاری‌های دیگر اصل و ریشه ندارد اما مثل همه آنها پول های هنگفتی نصیب صاحبان اثر می‌شود . ظاهراً آنچه کمتر از همه اهمیت دارد شعور مخاطب است که در نظر گرفته نمی شود، نه از منظر مسؤلین که اجازه انجام چنین کارهایی را صادر می‌کنند نه از دیدگاه دست اندرکاران که تنها به فکر گیشه هستند و بس.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 12:25  توسط مژگان دهقان  | 

عباس كيارستمي در شانزدهمين فستيوال فيلم جنوبي نروژ، كارگاه آموزشي در كنار نمايش فيلم‌هايش برپا مي‌كند.

 ايسنا، شانزدهمين دوره جشنواره "اسلو" كه امسال بر روي فيلم‌ها و فيلم‌سازان ايرانکیارستمی تمركز كرده است، از پنجم تا پانزدهم اكتبر (مهرماه) در شهر اسلو نروژ برپا مي شود و عباس كيارستمي كارگردان و عكاس ايراني در اين فستيوال، كارگاه آموزشي درباره‌ي فلسفه و متدهاي كاري‌اش در فيلمسازي برگزار مي‌كند. بنا بر اين گزارش، اين ورك شاپ كه مخصوص فيلمسازان نروژي است، تنها پذيراي 28 نفر خواهد بود و با اتمام كارگاه، مجموعه‌ي سخنان كيارستمي به همراه مجموعه شعر او با عنوان “همراه با باد” به زبان نروژي به چاپ مي‌رسد.  در اين همكاري مشترك، موسسه فيلم نروژ قصد دارد تا در طول برگزاري اين فستيوال تمامي فيلم‌هاي كيارستمي را براي مخاطبان و هنرمندان خود نمايش دهد و همزمان مجموعه عكسهاي كيارستمي در نمايشگاه اختصاصي در موزه “استنرسن” (Stenersen) به نمايش گذاشته مي‌شود.

همچنين شانزدهمين جشنواره فيلم اسلو تعدادي بخش رقابتي، مستند، مرور كارهاي گذشته، سمينار، كارگاه آموزشي و بخشهاي غيررقابتي برگزار مي‌كند كه در آن فيلم‌هايي از كشورهاي آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين به نمايش گذاشته مي‌شود.به گزارش ايسنا آخرين مهلت ارسال فيلم به اين فستيوال تا 20 جولاي 2006 است.

 به گفته‌ي نمايندگان سفارت نروژ در ايران، احتمالا در مراسم افتتاحيه اين فستيوال فيلمي از جعفر پناهي، ديگر فيلمساز مطرح ايراني به نمايش در مي‌آيد.

اطلاعات كامل اين فستيوال در سايت www.film frasor.no آمده است.



+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 15:21  توسط مژگان دهقان  |